تبليغاتX
فرق و مذاهب اسلامی

 

 

 

                       بسم الله الرحمن الرحیم

                پنج مكتب مهم كلامى دوره سلجوقى

 

مقدمه

همزمان با نفوذ سلجوقيان در قلمرو وسيعى از جهان اسلام، اماميه، اشاعره، معتزله، كراميه و ماتريديه به عنوان پنج مكتب مهم كلامى فعال شناخته مى‏شدند. گر چه در اوايل دوران سلجوقى تعامل اين مكاتب در مهار دولتمردان سلجوقى قرار داشت، سلجوقيان براى استمرار حاكميت خود نيازمند پشتيبانى علما بودند. لذا عالمان و صوفيان در برابر فراهم آوردن زمينه نفوذ حاكمان جديد و تأييد مشروعيت آنها، حمايتهايى در قالب مدارس، خانقاهها و شهريه، از آنان دريافت مى‏كردند. به نظر مى‏رسد كه استفاده از نهادهاى كليدى و مهم، مانند مدارس و رباط شهرى، ابتدا در خراسان صورت پذيرفت و آن گاه در بغداد و بخشهايى كه تحت سلطه جانشينان سلجوقيان در حومه غربى بود نيز رواج يافت، ولى با گذشت زمان، منازعه و مناقشه ميان اين مكاتب شدت گرفت. بجز مناقشات درونى، حكمرانان سلجوقى و وزراى آنها، فقها نيز در توسعه برخوردهاى اين مكاتب، مؤثر بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 

 

شهادت امام صادق ع و رییس مذهب جعفری

 

و استاد موسسان فقهایی فقه مذاهب اربعه را به تمام مسلمین و

 

 محبین اهل البیت تسلیت عرض می نمام !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 

 

فرا رسیدن شهر پیامبر اعظم (ص) را به تمام مسلمین و

 

مخصوصا به شیعیان راستین آن حضرت تبریک عرض می نمایم

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 
تولد امام حسن عسکری به عموم مسلمین و مخصوصا به پیروان آن امام تبریک باد
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 

 

فرقه  اشاعره

 

عامل فرهنگي به وجود آورنده اشاعره

 

            وضع تفكر در اواخر قرن سوم

                       

 

   وضع تفكر و انديشه‌ي عقل ستيزي در اواخر قرن سوم طوري بود كه حركتي عقل گرا از بين عامه به عنوان  علم كلام برخواسته از اهل حديث ناگزير بودكه پديدآيد. استدلالي كردن ايمان كه در اوائل قرن دوم هجري به عنوان يك حركت منظم فكري به نام مذهب اعتزال پديد آمد، در بدايت امر صرفاً تلاشي بود براي اينكه اسلام و اصول اساسي آن را بر پايه استدلال و تعقل پايه گذاري كند. بدين معنا كه مي‌خواستند معتقدات وتعاليم را از طريق تفاسير و استدلالي متلايم  تبين كنند همين كه معتزله‌ي عقل گرا به مطالعه ترجمه‌هاي عربي آثار طبيعيّون و فلاسفه يوناني پرداختندآثاري كه به تشويق خلفاي نخستين عباسي بخصوص منصور و مأمون ترجمه شده بود، در صدد بر آمدند تا روش هاي فلسفي و افكار يوناني را بر اصول اساسي اسلام نيز مطبق كنند. بعض ازخلفاءعباسي وعلي الخصوص مأمون علناً از عقل‍گرايي معتزله حمايت كردند تفكر اعتزال توسط معتزليان متاخريعني كساني كه متعلق به نسلهاي دوم وسوم بودند بر اثر نفوذ فلسفه يوناني و زيرچتر حمايت و تشويق خلفاءرنگي صرفاً عقلي ومطلقا آزاد از هر گونه تقييد فكري به خودگرفت و در بعضي ازمواردحتي ازلحاظ فكري جنبه منفي پيدا كرد. معتزله؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد حسنی | 
 

پژوهشى در باره كراميان تحقيق

در باره بعضى از فرق اسلامى كه امروزه در قالب يك گروه از آنها اثرى باقى نمانده است، از مباحث قابل توجه و تامل است. در مطالعات فرقه شناسى اسلامى عمدتا چهار ويژگى را بايد مدنظر قرار داد: الف) حيات فرهنگى اجتماعى هر فرقه; ب) ميزان تاثير يك فرقه در تكوين فرقه‏هاى ديگر; ج) تفسير هر فرقه از اسلام; د) عوامل ضعف و اضمحلال يك فرقه. متاسفانه پژوهشگران فرق و مذاهب هنگام شناساندن بعضى از فرق، به شواهد و دلايل اندك و گاه ناكافى تمسك جسته‏اند; اين دلايل نيز با غرض‏ورزى و تحريف حقيقت همراه است و نكته مهمتر اين كه گاه از فرقه‏هايى سخن به ميان رانده‏اند كه در زمان خودشان نيز اثر قابل توجهى نداشته‏اند; براى مثال، در مورد فرقه كيسانيه اظهارنظرهاى متفاوتى وجود دارد; عده‏اى از فرقه‏شناسان آنها را از فرقه‏هاى عمده قرن اول و دوم هجرى مى‏دانند; در حالى كه گروهى ديگر اين فرقه را خيالى و ساخته و پرداخته دست‏سياست‏بازان و فرقه‏نويسان قرون بعدى معرفى كرده‏اند (1) .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 

ماه محرم برهمگان تسلیت باد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 

بسم الله الرحمن الرحیم

روز مباهله پیامبر و مسیحیت و روز تجدید جنگ با مسحیت دور از فکر و اندیشه مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 

                 زمزمه جاماندگان رمضان در عرفه

 

دلم هواي باريدن دارد و نمي‌بارد. بغضم ميل شكستن دارد و نمي‌شكند. مي‌خواهم در ابري‌ترين لحظه‌ها فرياد بزنم و از باران عرفه سيراب شوم.


 . . . و اما باز اين اشك است كه از جاده‏هاى دل مى‏گذرد و در كوير نياز ساكن مى‏شود . دوباره كبوترهاى محرم خيال، با خاك

عرفات ، تيمم مى‏كنند . نمى‏دانم! اما هرچه هست من زائر كوى حسينم . مى‏خواهم با زمزمه‏هاى حسينى در صحراى محرم، محرم درگاه خدا شوم،
مي‌خواهم امروز زيباترين واژه‌ها را براي دلم بسرايم. مي‌خواهم تمام كلمه‌هايي كه مي‌نويسم كبوتر شوند و روي قطره‌اي شبنم آشيان بگيرند. مي‌خواهم تمام فاصله‌ها را بشكنم و با تو صميمي‌تر شوم،
دلمان اين روزها به خشكسالى عشق دچار شده است، نمى‏فهميم، چشمه‏هاى خلوص‏مان خشك شده است نمى‏بينيم . گفتيم از اينجا تا فرات برويم، هرچه باشد تشنه‏ى عشقيم،
راستى امروز اگر تشنه‏ى قطره‏اى از فرات عاشقى شويم و تا دجله‏هاى دل‏دادگى قصد دويدن كنيم، بايد به كدامين ابر، تمناى باريدن كنيم تا زير باران معرفت، عرفه را بيابيم؟
وقتى وادى به وادى عرفه را پيموديم، حمد خدا مى‏خوانديم و نعمت‏هاى او را سپاس مى‏گفتيم و در حيرت مى‏مانديم، از الطاف بى‏همتاى او و اكنون رسيديم به تمناى عاشقانه، بايد عبد ذليل شويم، در مقابل معبود عزيز . قطره قطره سوز دل به خاك بريزيم، تا بذر التماس‏مان تا افلاك قد بكشد و آن‏گاه عارفانه‏ها را بخوانيم .
اي آفريدگار آوازهاي شكسته! اكنون شكسته‌ترينم ، مي‌خواهم با شكسته‌هاي دلم، به سراغ تو بيايم، با زمزمه‌هاي پر سوز عرفه در فرازي كه مولايم حسين سر به سوي آسمان، اشك از ديده، حزن در گلو چنين تو را خوانده است: اي كه از هر كسي شنواتري، يا أسرع الحاسبين، يا أرحم الرّاحمين، تو رحيمي، مهرباني، خداي رحمتي، آفريدگار محمدي،‌ اي رحيم! نيازم رو به درگاه توست و تمنايم به لطف بي‌منتهاي توست، مبادا از درگاهت نااميد بازم گرداني.
يارب! مي‌خواهم اين نوا را چون مولايم حسين بارها و بارها تكرار كنم. آن‌چنان كه او تو را مي‌خواند و دل هر شنونده‌اي لرزيد،
يارب! من از تو رهايي مي‌طلبم، ابتدا، از خودم، از اين نفس سركش،‌ از اين تني كه شهوت بر فطرتش غالب شده، آري، رهايي مي‌خواهم، رهايي از زندان گناه.
يارب! مرا رها كن از هرچه كه فردا مرا در نزد حسين(ع) شرمنده مي‌كند،
خدايا ! دل سرد سيرم را با خورشيد هدايت خود گرم كن، چنان كه فرداي قيامت، شرمسار نباشم.
معشوقا ! به دنبال آسمانى‏ترين واژه‏ام تا يكى از هزار نام نيكوى تو را

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی | 


فرقه معتزله
اعتزال در لغت ووجه تسميه


     اعتزال در لغت به معني كناره گيري و معتزله فردگوشه گير را گويند. فعلا در اصطلاح به گروهي معتزله گفته مي‌شود كه به عقل بهاء بيشتري مي‌داده‌اند و نصوص  مخالف عقل  را با داوري هاي عقل تاويل مي‌كردند.1اين گروه در بين جامعه اسلامي وجود خارجي ندارند. اين واژه داراي اصطلاحات ديگري نيز در تاريخ اسلام دارا مي‌باشد.
اولين بار بر پروا پيشگاني اطلاق شد كه از مردم كناره گرفتند و مشغول عبادت بودند .
دومين بار بر مسلماناني كه از شركت در جنگ جمل و صفين خوداري كردند گفته شد.2
نوبختي  مي‌گويد؛ «گروهي با عبدالله بن عمربن خطاب (10ق -73ه‍ ق) و محمد بن مسلمه انصاري و اسامه بن زيد حارث كلبي(7ق- 54ه‍ ق) غلام آزاد كرده رسول خدا(ص) و سعد بن مالك كه همان سعد بن ابي وقاص (23ق- 55ه‍ ق) باشد از علي (ع) كناره گيري كرده  پس از در آمدن بيعت وي از جنگ با او و نيز همراهي با وي در محاربش خود داري نمود اين دسته را معتزله ناميدند3 »
  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد حسنی |